دو فرد جوان با اسم های شا و فیلیپ، با این طرز فکر که انسان برتر نیازی به رعایت اصول اخلاقی ندارد، یکی از دوستان خود را با اسم دیوید کنتلى را با یک طناب خفه می کنند و کمی بعد مهمانان از راه می رسند تا در مهمانی که این دو فرد جوان ترتیب داده اند، شرکت کنند. کم کم یکی از مهمانان می فهمد که...

در همان زمان شروع فیلم طناب نوعی آشنایی بعد از اتفاق و شبیه به فضاهای داستان های کوتاه است. دقیقا نیز رابطه بین داستان کوتاه و شروع این فیلم همین تعلیق ها می باشد که سعی شده با ایجاد آن در میانه فیلم به وفور حس سرگرمی برای مخاطب ایجاد شود. صد البته ناگفته نماند که اکثر کار های این کارگردان در گرو همین تعلیق ها می باشد و در این فیلم به نظر موفق نبوده است. ارجاع های دیالوگ ها از دیگر مسائلی می باشد که یکی از دغدغه های کارگردان این فیلم به شمار رفته است. برای مثال در همان ابتدای فیلم دیالوگ « مثل امضایی که نقاش به پای تابلو میزنه » در همین حین دوربین به شکل ناهنجاری سعی در نشان دادن نقاشی بر روی دیوار می کند که امضایی نیز پایین آن است و ذهن مخاطب از این که به سمت هنر نقاشی سوق می یابد قابل توجه می باشد در صورتی که هیچ ارجاعی برای این نقاشی در طول فیلم وجود ندارد...

از نقاط ضعف کار می توان به تغییر سکانس که تنها با بردن دوربین بر کت پوشیده شده بازیگران فضا را عوض می کند اشاره کرد و این شیوه چندین بار مورد استفاده قرا می گیرد. که البته تنبل بودن خود کارگردان را در خلاقیت برای تغییر صحنه ها نشان می دهد و... ادامه این نقد و بررسی در وب سایت نقد فارسی

pic
Dick Hogan
pic
John Dall
pic
Farley Granger
pic
Edith Evanson
دسترسی به موسیقی متن فقط برای اعضای اشتراکی امکان پذیر می باشد. خرید اشتراک

پیشنهادات مخصوص شما

دیدگاه های کاربران

لطفا برای ثبت دیدگاه ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.