توضیحات تکمیلی فیلم 2009 Avatar ( فیلم آواتار ۲۰۰۹ )

جالب است بدانید که همچنان فیلم 2009 Avatar ( آواتار ۲۰۰۹ ) جزو دومین فیلم پر فروش جهان است و توامسته هنوز بعد از گذشته این همه سال این رتبه را حفظ کند. آواتار که فیلمی تخیلی هست توانست با توجه به جلوه های ویژه کم نظیرش و کییتی که در نمایش تصویر ارائه داد تبدیل به یکی از پر مخاطب ترین فیلم های تخیلی شود. فیلم توانست بیش ار 2.5 میلیارد دلار فروش کند و علاوه بر آن که نظر مخاطبان را جلب کند توانست نظر اهالی سینما را هم با خود موافق کند به طوری که در مراسم اسکار همان سال آواتار توانست جایزه ‌های بهترین طراحی صحنه، بهترین فیلم ‌برداری و بهترین جلوه ‌های ویژه را از آن خود کند و برای رشته مختلف دیگر کاندید کسب جوایز شود از جمله بهترین فیلم و بهترین کارگردانی و هفت رشته دیگر، در مراسم گلدن گلاب و بفتا هم حسابی خوش درخشید و بر سر زبان ها افتاد. طول مدت نمایش فیلم ۱۶۰ دقیقه است زمانی که برای دیدن یک فیلم و نشستن روی صندلی سینما زیاد است اما فیلم با استفاده از جلوه های بصری فراوان و تصاویری که بسیار متفاوت و خاص است، پیش چشم مخاطب می تواند به راحتی او را روی صندلی نگه دارد بدون آن که احساس خستگس یا بی‌ حوصلگی کند. داستان فیلم هم چون روایتی جالب و گیرا دارد سبب می شود که هنگام تماشای آن اصلا گذر زمان را احساس نکنید.

داستان فیلم در سیاره پندورا اتفاق می افتد جایی که مملو از موجودات فرا زمینی است، هوا و گیاهان آنجا با زمین بسیار متفاوت است اما موجوداتی دارد به نام ناوی ها که تقریبا شبیه انسان ها هستند، زمینی ها درصدد تصرف پاندورا برای دستیابی به منابع آن ها هستند، جیک سالی سربازی است که برای نفوذ در بین ناوی ها تحت عنوان یک آواتار به پادورا فرستاده می شود اما ارتباط عاطفی بین او و دختر رئییس ناوی ها شکل می گیرد که مسیر ماموریت را تغییر می دهد.

خیلی ها داستان فیلم Avatar (آواتار) را برایر با داستان فیلم رقصنده با گرگ ها می دانند، هر دو این فیلم ها با ورود فردی به قبیله ای متفاوت از سبک زندگی قهرمان آغاز می شود، در هر دو فیلم علاقه به زنی از قبیله باعث می شود تا قهرمان دیدگاهش را به آن قبیله عوض کند و به مرور به سبک زندگی و رفتار آنان علاقه مند شودو در نهایت تصمیم بگیرد خود بخشی از زندگی آنان باشد. البته شباهت های بسیار دیگری نیز بین این دو فیلم وجود دارد از جمله تمایل زیاد به طبیعت و یکی شدن با آن ، تلاش برای یادگیری زبان آن قبیله و ...

نقد و بررسی فیلم 2009 Avatar ( فیلم آواتار ۲۰۰۹ )

برای ساخت فیلم 2009 Avatar ( آواتار ۲۰۰۹ ) بار بسیاری روی دوش جناب جیمز کامرون بود چرا که جدا از بحث کارگردانی و تهیه کنندگی نویسنده فیلم نامه هم خود جیمز کامرون بود، او ایده ای داشت که سال ها آن را در ذهنش با خود حمل می کرد تا زمانی که امکان ساخت آن فراهم شود. فیلمنامه این اثر به ظاهر سرگرم کننده با دقت فراوانی توسط کامرون در مدت زمان طولانی نگارش شده است اثری که ابتدای امر شکلی سرگرم کننده دارد اما واقعا این گونه نیست و در ورای داستان تخیلی اش حرف های زیادی برای گفتن دارد. الگوی فیلم نامه نویسی که کامرون انتخاب کرده است الگوی متداول و مرسوم هالییود برای فیلم های قهرمان محور است که باید مقابل ضد قهرمان ها بایستد با همان اوج و فرود ها در زمان های مشخص شده و تقریبا همان شخصیت های مرسوم و اغلب دیده شده و قهرمانی که عاشق می شود و مسیر زندگی اش را تغییر می دهد، شاید به همین دلیل است نقدی که از طرف برخی سینماگران به فیلم وارد می شود آ است که بهتر بود شخصیت ها کمی از کلیشه های مرسوم خارج می شدند و در عین آن که ظاهری عجیب و متفاوت دارند از لحاط پرداخت شخصیتی متفاوت عمل می کردند این مطلبی است که شما پس از دیدن فیلم باید نظر نهایی تان را در موردش بیان کنید.

جیمز کامرون کارگردانی است که فیلم هایی که می سازد تبدیل به پربیننده ترین فیلم های جهان می شود، هنوز هم فیلم تایتانیک او مخاطب دارد و کسی نیست که آن را ندیده باشد، فیلم 2009 Avatar ( آواتار ۲۰۰۹ ) هم توانست همینقدر مخاطب از سراسر جهان پیدا کند در واقع انگار آقای کامرون خوب لاد است فیلمی بسازد که مخاطبان را حسابی راضی کند. جیمز کامرون سال ها قبل ایده ساخت چنین فیلمی را در سر داشت اما به دلیل آن که شرایط تکنولوژی برای ساخت آن فراهم نبود مجبور شد سال ها صبر کند تا تکنولوژی به ایده اش برسد و او بتواند داستانی را که در سر دارد به راحتی بازگو کند، البته برای تحقق این رویای کامرون شرکت سونی به طور ویژه طراحی هایی برای ساخت و استفاده از دوربین های مختلف انجام داد تا بتواند به خواسته آقای کارگردان جامع عمل بپوشاند مایکروسافت هم برای تکمیل این فیلم به طور خاص نرم افزارهایی برای تیم سازنده طراحی کرد. اما به طور کلی این پروژه پر خرج و پر هزینه توانست به چنان فروش خوبی دست پیدا کند که همگی هزینه هایش را در بیاورد. کامرون برای ساخت این فیلم با تمام وجودش وقت گذاشته است به طوری که برای مدتی همراه با تیم بازیگران برای درک بهتر فضای فیلم مدتی را در طبیعت زندگی کرده اند.

مدت زمان ساخت این فیلم ده برابر مدت زمان فیلم برداری آن بوده است البته عجیب نیست چرا که بخش عظیمی از انرژی فیلم های فانتزی صرف آماده سازیآن ها توسط جلوه های ویژه کامپیوتری می شود و زمان بیشتری نسبت به مدت فیلمبرداری آن باید صرف شود اما خب حساسیت و وسواس کامرون برای از آب در آمدن با کیفیت فیلم خودش دلیل مهمی برای طولانی شدن پروسه ساهت این فیلم بوده است. شاید برایتان جالب باشد که بدانید این وسواس تا آن جا پیش رفت که برای صدا گذاری این فیلم صداهای ضبط شده که بر روی حیوانات گذاشته شده است عمدتا در آفریقا و کاستاریکا ضبط شده است. موسیقی فیلم اثر آهنگساز معروف جیمز هورنر است که به گفته خودش برای این فیلم چندین ساز را ابداع کرد و از موسیقی ملل اغلب کشورها از جمله آفریقا الهام زیادی گرفته است.

برای زبان این فیلم از استاد زبان شناسی کمک گرفته شد و او چیزی نزدیک به هزار و پانصد کلمه صرفا برای این فیلم اختراع کرد. وقتی به زحمات و تلاشی که برای ساختن یک فیلم شده است نگاه می کنیم میبینیم که موفقیت و فروش این فیلم ها اتفاقی نیست بلکه نتیجه تلاش و ارزشی است که سازندگان یک فیلم برای اثرشان قائل هستند. در فیلم های تخیلی متکی بر جلوه های ویژه بازی بازیگران آنچنان که قابل صحبت باشد نیست چرا که ما بیشتر ترکیبی از جلوه های ویژه را با بازیگر میبینیم نه فقط خود بازیگر را اما دست کم گرفتن آن هم شایسته نیست چرا که بازی در نقش های فیلم های تخیلی علاوه بر داشتن یک فیزیک درست و شناخت از تک تک ماهیچه های برن را می طلبد بلکه بازیگر باید به طور کامل به حس ها و نحوه استفاده صحیح از میمیک صورت خود آگاه باشد چرا که درست است ما چهره بازیگر را نمیبینیم اما توسط سنسورهای کوچکی که هنگام فیلمبرداری به عضلات صورت بازیگر وصل شده است ما در نسخه نهایی تمام حرکات و رفتارهای بازیگر را در قالب شخصیت شکل گرفته و کامپوتری میبینیم، بنابراین ارتباط تنگاتنگی همیشه بین بازیگر و تلاش و کاربلدی او با آن نسخه نهایی که ما بر پرده میبینیم وجود دارد. مشخص است که سام ورتینگتون برای نقش جیک سولی، زو سالدانا برای نقش نی تیری، استفن لانگ برای نقش کلنل میلز کواریچ و میشله رودریگزبرای ترادی چاکون تمام تلاششان را کرده اند تا اثر خوب و قابل قبولی ارائه دهند باقی بازیگران هم قطعا کار خود را به بهترین نحو انجام داده اند تا نسخه نهایی آن چیزی باشد که فیلمنو شما را به دیدنش دعوت می کند.

دنیای فانتزی و تخیلی که فیلم شما را به درونش دعوت می کند برای برخی بسیار جذاب و برای برخی فاقد امکان برقراری است اما به طور کل می توان گفت مخاطبان زیادی از سرتاسر دنیا توانستند با آن ارنباط برقرار کنند و فیلم 2009 Avatar ( آواتار ۲۰۰۹ ) را در لیست فیلم های تخیلی مورد علاقه شان قرار دهند منقدان هم نظرات مختلفی اما تقریبا مثبتی به این فیلم داشتند، در ادامه بخش هایی از نظرات راجرت ایبرت منتقدی که اغلب نظرهایش در مورد فیلم ها شنیدنی و قابل صحبت هست را برایتان قرار داده ایم.

راجر ایبرت منقد معروف به این فیلم ۴ ستاره داده است و معتقد است که از آواتار باید به عنوان یک فیلم جریان ساز نام برد، فیلمی که به لحاظ تکنیکی فوق العاده است و می تواند الگویی برای فیلم های تخیلی پس از خود باشد. او معتقد است سکوت ۱۲ ساله جمیزکامرون پس از فیلم تایتانیک بی ثمر نبوده و نتیجه شگفتی به دنبال داشته است. او کامرون را فردی تاثیر گذار بر روی فیلم های سه بعدی بعد از خود می داند که توانسته است جهت دهی هدفمندی برای فیلم سازان این ژانر بعد از خود داشته باشد.

فیلمنو به طور ویژه پیشنهاد می کند که فیلم آواتار را دانلود یا تماشا کنید و حسابی از دیدن آن لذت ببرید.

pic
Sam Worthington
pic
Zoe Saldana
pic
Sigourney Weaver
pic
Stephen Lang
دسترسی به موسیقی متن فقط برای اعضای اشتراکی امکان پذیر می باشد. خرید اشتراک

پیشنهادات مخصوص شما

دیدگاه های کاربران

لطفا برای ثبت دیدگاه ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.