هریت که در ابتدا با نام مینتی معروف بود، بعد از فرار کردن از مزرعه مریلند، که در آن متولد شده و بزرگ شده بود سر از پلی که روی رودی خروشان ساخته شده در می آورد و سربازان نیز از هر دو طرف شروع به محاصره‌ی او خواهند کرد. او به درون رودخانه شیرجه زده که عاقلانه ترین استراتژی او اما عملی خطرناک بود. در آن لحظه، او که از قید و بند های روحی رها شده بود، ترجیح می دهد بمیرد تا این که دوباره یک برده باشد. و اما رودخانه او را با خود حمل کرده تا وقتی که در جنگل تنها می شود  از سر اجبار یک پیاده روی صد مایلی انجام می دهد تا به پنسیلوانیا برسد، ایالات آزاد هم مرز با مریلند، برسد. زمانی که او به خط مرزی می رسد، غرق در نور طلوع خورشید است با پرشی کوچک از روی آن خط عبور کرده و بعد لبخند می زند که به او درخششی موقتی بخشیده است. این لحظه تنها زمانی در کل فیلم است که او از هر قید و بندی رها و کاملا آزاد کرده است.

فیلم هریت در آخر تبدیل به نوعی فیلم اکشن وسترن و عدالت خواهانه می شود که روی آماده سازی و تحلیل چگونگی فرار از دست گروهی از شکارچیان برده بنا شده. هریت در استفاده از سلاح خود بهتر می شود و این نیز منصفانه اس زیرا او تبدیل یکی از معدود زنانی شده است که یک جوخه نظامی را در جنگ داخلی آمریکا رهبری کرده است. اما با این حال این حس را به شما خواهد داد که فیلم بزرگ و مناسب هریت تابمن... ادامه نقد و بررسی فیلم در وب سایت آرت تاکس

pic
Cynthia Erivo
pic
Leslie Odom Jr.
pic
Joe Alwyn
pic
Clarke Peters
دسترسی به موسیقی متن فقط برای اعضای اشتراکی امکان پذیر می باشد. خرید اشتراک

پیشنهادات مخصوص شما

دیدگاه های کاربران

لطفا برای ثبت دیدگاه ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.